توپولوژی و انواع قوانین آن در جی ای اس
در سامانههای اطلاعات جغرافیایی (GIS)، دقت هندسی و صحت روابط مکانی بین عوارض نقشه نقش بسیار مهمی در کیفیت تحلیلها و تصمیمگیریهای مکانی دارد. بسیاری از خطاهایی که در نقشهها مشاهده میشوند، مانند همپوشانی ناخواسته پلیگونها، وجود فاصله بین مرزها یا قطع نشدن صحیح خطوط شبکه، میتوانند نتایج تحلیلهای فضایی را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل، کنترل و مدیریت ساختار هندسی دادهها پیش از انجام هرگونه تحلیل مکانی، یکی از مراحل اساسی در تولید دادههای مکانی استاندارد محسوب میشود. در مقاله توپولوژی و انواع قوانین آن در جی ای اس هدف آشنایی با ۳۲ قانون توپولوژی است.
با افزایش استفاده از دادههای مکانی در حوزههایی مانند برنامهریزی شهری، مدیریت منابع طبیعی، سنجشازدور و تحلیلهای محیطزیستی، نیاز به روشهایی برای تضمین یکپارچگی و صحت دادهها بیش از گذشته احساس میشود. در این میان، مفهوم توپولوژی بهعنوان یکی از پایهایترین اصول در GIS مطرح میشود که به کمک آن میتوان روابط فضایی میان عوارض مختلف را تعریف، بررسی و اصلاح کرد تا دادهها از نظر هندسی و منطقی بدون خطا باشند.
توپولوژی چیست؟
توپولوژی در GIS مجموعهای از قوانین و قواعدی است که روابط مکانی بین عوارض جغرافیایی — مانند نقاط، خطوط و پلیگونها — را تعریف و کنترل میکند. این قوانین مشخص میکنند که عوارض چگونه باید نسبت به یکدیگر قرار بگیرند؛ برای مثال آیا پلیگونها اجازه همپوشانی دارند، خطوط باید به هم متصل باشند یا نقاط باید دقیقاً روی یک عارضه دیگر قرار گیرند.به بیان ساده، توپولوژی کمک میکند دادههای مکانی فقط از نظر شکل ظاهری صحیح نباشند، بلکه از نظر منطقی و ساختاری نیز درست باشند. در نرمافزارهای GIS مانند ArcGIS و QGIS، قوانین توپولوژی برای شناسایی خطاهای هندسی، افزایش دقت دادهها و آمادهسازی نقشهها برای تحلیلهای پیشرفته مورد استفاده قرار میگیرند.
توپولوژی و انواع قوانین آن در جی ای اس
قوانین توپولوژی GIS
قوانین مربوط به Polygon ها
1- Must not overlap
قانون Must Not Overlap در توپولوژی GIS بیان میکند که پلیگونها (Polygons) در یک Feature Class یا زیرگروه مشخص نباید هیچگونه همپوشانی فضایی با یکدیگر داشته باشند. به این معنی که هر ناحیه فقط باید یکبار تعریف شود و هیچ بخشی از یک پلیگون نباید روی پلیگون دیگر قرار بگیرد. با این حال، پلیگونها میتوانند از هم جدا باشند، در یک نقطه به هم برسند (Touch at a point) یا در امتداد یک مرز مشترک کنار هم قرار بگیرند (Share an edge)، اما ایجاد ناحیه مشترکِ همپوشان مجاز نیست. در صورت وقوع همپوشانی، سیستم توپولوژی آن قسمت را بهعنوان خطای توپولوژیکی (Polygon Error) شناسایی میکند. این قانون معمولاً برای دادههایی استفاده میشود که پوشش کامل و بدون تداخل لازم دارند؛ برای مثال در نقشه حوزههای رأیگیری، هیچ محدودهای نباید روی محدوده دیگر قرار گیرد، زیرا هر مکان باید فقط به یک حوزه اختصاص داشته باشد.
2 - Must not have gaps
قانون Must Not Have Gaps در توپولوژی GIS بیان میکند که پلیگونها در یک Feature Class یا زیرگروه مشخص باید یک سطح پیوسته و کامل را تشکیل دهند و بین آنها هیچ فضای خالی (Gap یا Void) وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر، مرز پلیگونها باید دقیقاً در کنار یکدیگر قرار گیرد تا کل محدوده مورد مطالعه بدون حفره یا ناحیه بدون داده پوشش داده شود. اگر بین پلیگونها فاصلهای ایجاد شود یا بخشی از مرز یک پلیگون با پلیگون مجاور منطبق نباشد، سیستم توپولوژی آن ناحیه را بهصورت خطای خطی (Line Error) در اطراف فضای خالی شناسایی میکند. این قانون زمانی استفاده میشود که دادهها باید یک پوشش کامل و یکپارچه بسازند؛ برای مثال در نقشههای خاکشناسی، پلیگونهای خاک نباید دارای فاصله یا فضای خالی باشند و باید مانند یک بافت پیوسته تمام منطقه را پوشش دهند.
3 - Contains point
قانون Contains Point در توپولوژی GIS بیان میکند که هر پلیگون از یک Feature Class (یا زیرگروه مشخص) باید حداقل شامل یک نقطه از یک لایه نقطهای دیگر در داخل مرزهای خود باشد. به بیان ساده، وجود نقطه درون پلیگون الزامی است و اگر پلیگونی هیچ نقطهای را در محدوده داخلی خود نداشته باشد، سیستم آن را بهعنوان خطای پلیگونی (Polygon Error) شناسایی میکند. نکته مهم این است که اگر نقطه دقیقاً روی مرز پلیگون قرار گرفته باشد، داخل پلیگون محسوب نمیشود و همچنان خطا ثبت خواهد شد. این قانون زمانی کاربرد دارد که هر ناحیه باید دارای یک شیء نماینده باشد؛ برای مثال، در نقشه محدودههای آموزشی، هر محدوده مدرسه (School District) باید حداقل شامل یک نقطه مربوط به موقعیت یک مدرسه باشد، هرچند پلیگونهای همپوشان میتوانند یک نقطه مشترک در ناحیه همپوشانی داشته باشند.
4 - Contains one point
قانون Contains One Point در توپولوژی GIS مشخص میکند که هر پلیگون باید دقیقاً شامل یک نقطه باشد و هر نقطه باید داخل یک پلیگون قرار گیرد. اگر پلیگونی بیش از یک نقطه داشته باشد یا هیچ نقطهای در داخل آن نباشد، بهعنوان خطای پلیگونی ثبت میشود. همچنین اگر نقطهای خارج از محدوده هر پلیگون قرار گیرد، بهعنوان خطای نقطهای شناخته میشود. این قانون تضمین میکند که بین اشیاء پلیگون و نقاط یک ارتباط یکبهیک (one-to-one) برقرار باشد. برای مثال، در نقشه پلاکهای ملکی (Parcels)، هر پلاک باید دقیقاً شامل یک نقطه آدرس باشد تا مطابقت بین هر پلاک و هر نقطه آدرس حفظ شود.
5 - Must be covered by feature class of
قانون Must be covered by feature class of بیان میکند که پلیگونهای یک کلاس ویژگی یا زیرنوع باید کاملاً توسط پلیگونهای کلاس ویژگی یا زیرنوع دیگر پوشانده شوند. اگر بخشی از پلیگون اول بدون پوشش پلیگونهای کلاس دوم باقی بماند، بهعنوان خطای پلیگونی ثبت میشود. این قانون زمانی استفاده میشود که هر پلیگون در یک کلاس ویژگی باید تحت پوشش تمام پلیگونهای کلاس ویژگی دیگر باشد. برای مثال، در نقشههای کشوری، هر ایالت (State) باید توسط پلیگونهای شهرستانها (Counties) پوشش داده شود.
6 -Boundary must be covered by
قانون Boundary must be covered by بیان میکند که مرزهای پلیگون در یک کلاس ویژگی یا زیرنوع باید توسط خطوط کلاس ویژگی یا زیرنوع دیگر پوشش داده شوند. اگر مرز پلیگون با هیچ خطی از کلاس ویژگی دیگر منطبق نباشد، بهعنوان خطای خطی ثبت میشود. این قانون زمانی کاربرد دارد که مرزهای پلیگون باید با یک کلاس ویژگی خطی دیگر منطبق باشند. برای مثال، خطوط جادههای اصلی میتوانند بخشی از مرزهای بلوکهای سرشماری را تشکیل دهند.
7 - Must not overlap with
قانون Must not overlap with بیان میکند که پلیگونهای یک کلاس ویژگی یا زیرنوع نباید با پلیگونهای کلاس ویژگی یا زیرنوع دیگر همپوشانی داشته باشند. اگر در مناطقی پلیگونها از دو کلاس ویژگی یا زیرنوع با هم تداخل داشته باشند، این موضوع بهعنوان خطای پلیگون ثبت میشود. این قانون زمانی استفاده میشود که بخواهیم مطمئن شویم پلیگونهای یک کلاس ویژگی با پلیگونهای کلاس ویژگی دیگر همپوشانی نداشته باشند. بهعنوان مثال، دریاچهها و قطعات زمین از دو کلاس ویژگی مختلف نباید روی هم قرار گیرند.
8 - Must be covered by
قانون Must be covered by بیان میکند که پلیگونهای یک کلاس ویژگی یا زیرنوع باید کاملاً توسط یک پلیگون از کلاس ویژگی یا زیرنوع دیگر پوشانده شوند. اگر پلیگونهایی از کلاس اول بهطور کامل توسط یک پلیگون از کلاس دوم پوشانده نشوند، این مناطق بهعنوان خطای پلیگون شناسایی میشوند. این قانون زمانی کاربرد دارد که بخواهیم مطمئن شویم یک مجموعه پلیگون کاملاً زیر مجموعه یا پوشانده شده توسط یک پلیگون دیگر در کلاس ویژگی دیگر است. بهعنوان مثال، هر شهرستان باید کاملاً تحت پوشش یک ایالت قرار گیرد.
9 - Area boundary must be covered by boundary of
قانون Area boundary must be covered by boundary of بیان میکند که مرزهای پلیگونهای یک کلاس ویژگی یا زیرنوع باید توسط مرزهای پلیگونهای کلاس ویژگی یا زیرنوع دیگر پوشانده شوند. اگر مرزهای پلیگونهای کلاس اول با مرزهای کلاس دوم همپوشانی نداشته باشند، خطای خطی ایجاد میشود. این قانون زمانی کاربرد دارد که بخواهیم مطمئن شویم مرزهای یک مجموعه پلیگون با مرزهای مجموعهای دیگر همراستا هستند. بهعنوان مثال، مرزهای تقسیمات فرعی باید با مرزهای پلاکها منطبق باشند، اگرچه همه پلاکها را پوشش نمیدهند.
10 - Must cover each other
قانون Must cover each other بیان میکند که تمام پلیگونهای یک کلاس ویژگی باید تمام پلیگونهای کلاس ویژگی دیگر را پوشش دهند و بالعکس.
به عبارت دیگر:
• پلیگونهای کلاس اول باید توسط کلاس دوم پوشش داده شوند.
• پلیگونهای کلاس دوم باید توسط کلاس اول پوشش داده شوند.
اگر بخشی از هر پلیگون توسط پلیگونهای کلاس دیگر پوشش داده نشود، خطای پلیگون ایجاد میشود. این قانون زمانی استفاده میشود که بخواهیم دو مجموعه پلیگون کاملاً یکسان و همپوشان بر یک منطقه باشند. مثال کاربردی آن: پوشش مناطق گیاهی و خاکها باید کاملاً یکدیگر را پوشش دهند.
قوانین مربوط به Points ها
1 - Must coincide with
قانون Must coincide with بیان میکند که نقاط (Pointها) در یک کلاس ویژگی یا زیرنوع باید دقیقاً با نقاط کلاس ویژگی یا زیرنوع دیگر منطبق باشند. اگر نقاط کلاس اول در همان موقعیت مکانی نقاط کلاس دوم قرار نگیرند، بهعنوان خطای نقطهای شناسایی میشوند. این قانون زمانی استفاده میشود که نقاط دو لایه مختلف باید کاملاً هممکان و همراستا باشند. برای مثال، در شبکه توزیع برق، محل کنتورها باید دقیقاً با نقاط خدمات (Service Points) منطبق باشد.
2 - Must be disjoint
قانون Must be disjoint بیان میکند که نقاط در یک کلاس ویژگی یا زیرنوع نباید روی یکدیگر قرار بگیرند یا هممکان باشند. اگر دو یا چند نقطه دقیقاً در یک موقعیت مکانی مشترک قرار داشته باشند، این وضعیت بهعنوان خطای نقطهای ثبت میشود. این قانون زمانی استفاده میشود که عناصر نقطهای در یک لایه باید کاملاً مستقل از هم باشند و هیچ همپوشانی فضایی نداشته باشند. برای مثال، اتصالات (Fittings) در شبکه توزیع آب نباید روی یکدیگر قرار گیرند.
3 - Must be covered by endpoint of
قانون Must be covered by endpoint of بیان میکند که نقاط موجود در یک کلاس ویژگی یا زیرنوع باید دقیقاً روی نقاط انتهایی (Endpoint) خطوط در کلاس ویژگی یا زیرنوع دیگر قرار بگیرند. اگر نقطهای روی انتهای هیچ خطی قرار نداشته باشد، بهعنوان خطای نقطهای شناسایی میشود. این قانون زمانی استفاده میشود که نقاط نمایانگر محل پایان یا اتصال خطوط باشند. برای مثال، تقاطع خیابانها باید دقیقاً توسط نقاط انتهایی خطوط محور خیابانها پوشش داده شوند.
4 - Point must be covered by line
قانون Point must be covered by line بیان میکند که نقاط موجود در یک کلاس ویژگی یا زیرنوع باید روی خطوط یک کلاس ویژگی یا زیرنوع دیگر قرار داشته باشند. اگر نقطهای روی هیچ خطی واقع نشده باشد، بهعنوان خطای نقطهای شناسایی میشود. این قانون زمانی استفاده میشود که نقاط باید دقیقاً در امتداد یک عارضه خطی قرار گیرند. برای مثال، ایستگاههای پایش باید روی مسیر رودخانهها قرار داشته باشند.
5 - Must be properly inside
قانون Must be properly inside بیان میکند که نقاط موجود در یک کلاس ویژگی یا زیرنوع باید بهطور کامل در داخل پلیگونهای یک کلاس ویژگی یا زیرنوع دیگر قرار داشته باشند. اگر نقطهای خارج از پلیگون باشد یا حتی دقیقاً روی مرز پلیگون قرار گیرد، بهعنوان خطای نقطهای شناسایی میشود. این قانون زمانی استفاده میشود که نقاط باید کاملاً در محدوده داخلی یک ناحیه قرار داشته باشند. برای مثال، مرکز هر ایالت باید در داخل مرز همان ایالت قرار گیرد.
6 - Must be covered by boundary of
قانون Must be covered by boundary of بیان میکند که نقاط موجود در یک کلاس ویژگی یا زیرنوع باید دقیقاً روی مرز (Boundary) پلیگونهای یک کلاس ویژگی یا زیرنوع دیگر قرار داشته باشند. اگر نقطهای با مرز پلیگون تماس نداشته باشد، بهعنوان خطای نقطهای ثبت میشود. این قانون زمانی استفاده میشود که نقاط باید همراستا با مرز نواحی پلیگونی باشند. برای مثال، نقاط خدمات تأسیسات شهری ممکن است لازم باشد دقیقاً روی مرز قطعات زمین (Parcel boundary) قرار گیرند.
قوانین مربوط به Line ها
1 - Must be larger than cluster tolerance
قانون Must be larger than cluster tolerance بیان میکند که اندازه عوارض خطی یا پلیگونی باید بزرگتر از مقدار Cluster Tolerance باشد. کلستر تولرانس حداقل فاصله مجاز بین رأسهای (Vertices) عوارض است؛ رأسهایی که فاصلهای کمتر از این مقدار داشته باشند، هنگام اعتبارسنجی توپولوژی هممکان در نظر گرفته شده و به یکدیگر Snap میشوند. اگر یک خط یا پلیگون بهدلیل این فرآیند کوچک شده و در زمان اعتبارسنجی توپولوژی فروبپاشد (Collapse شود)، بهعنوان خطا شناسایی میشود. این قانون بهصورت عمومی برای تمام کلاسهای خطی و پلیگونی مشارکتکننده در توپولوژی اعمال میشود. برای مثال، پلیگونهای خاک باید ابعادی بزرگتر از مقدار Cluster Tolerance داشته باشند تا ساختار هندسی آنها حفظ شود.
2 - Must not have pseudo nodes
قانون Must not have pseudo nodes بیان میکند که انتهای یک خط نباید فقط به انتهای یک خط دیگر در همان Feature Class یا Subtype متصل باشد. در واقع، اگر دو خط فقط در یک نقطه انتهایی به هم برسند و آن نقطه هیچ اتصال واقعی شبکهای (مانند تقاطع یا انشعاب) ایجاد نکند، یک Pseudo Node یا گره کاذب ایجاد شده است. البته انتهای یک خط میتواند به هر بخش دیگری از همان خط (خودش) متصل شود و این حالت خطا محسوب نمیشود. در این قانون، خطاهای نقطهای در مکانهایی ایجاد میشوند که انتهای یک خط تنها با انتهای یک خط دیگر تماس داشته باشد. از این قانون معمولاً برای پاکسازی دادههایی استفاده میشود که خطوط بهصورت غیرضروری قطعهقطعه شدهاند. برای مثال، در تحلیلهای هیدرولوژیکی، مسیر رودخانه باید فقط در محل سرچشمهها یا محل تلاقی شاخهها دارای گره باشد و وجود گرههای اضافی در طول مسیر مجاز نیست.
3 - Must not have dangles
قانون Must not have dangles بیان میکند که انتهای هر خط باید به بخشی از یک خط دیگر یا به بخشی از خودش در همان Feature Class یا Subtype متصل باشد. اگر انتهای یک خط به هیچ خطی متصل نباشد، یک Dangle (انتهای آزاد یا آویزان) ایجاد شده و بهعنوان خطای نقطهای ثبت میشود. این قانون زمانی استفاده میشود که انتظار داریم خطوط یک شبکه بهصورت پیوسته به یکدیگر متصل باشند و هیچ خطی بدون اتصال رها نشده باشد. برای مثال، در شبکه معابر شهری، قطعات خیابان باید به یکدیگر متصل باشند؛ با این حال، در مورد خیابانهای بنبست یا میدانهای انتهایی (cul-de-sac) میتوان این موارد را هنگام ویرایش بهعنوان استثنا (Exception) تعریف کرد تا خطا محسوب نشوند.
4 - Must not self-overlap
قانون Must not self-overlap بیان میکند که خطوط نباید در خودشان همپوشانی داشته باشند؛ به عبارت دیگر، هیچ بخشی از یک خط نباید با بخش دیگری از همان خط تداخل پیدا کند. خطوط میتوانند با خطوط دیگر در همان Feature Class یا Subtype برخورد کنند، تلاقی داشته باشند یا همپوشانی کنند، اما همپوشانی با خود خط باعث ایجاد خطا میشود. در این قانون، خطاهای خطی در مکانهایی ایجاد میشوند که یک خط با خودش همپوشانی دارد. از این قانون معمولاً برای اطمینان از صحت شبکههای خطی استفاده میشود، به طوری که هر segment از خط تنها فضای منحصر به فرد خود را اشغال کند و با بخشهای دیگر همان خط تداخل نداشته باشد. برای مثال، در تحلیل حملونقل، مسیرهای خیابانها و بزرگراهها نباید با خودشان همپوشانی داشته باشند تا شبکه مسیرها بهدرستی مدل شود.
5 - Must not overlap
قانون Must not overlap برای خطوط بیان میکند که هیچ بخشی از یک خط نباید با خطوط دیگر در همان Feature Class یا Subtype همپوشانی داشته باشد. خطوط میتوانند با خودشان تماس داشته باشند، یکدیگر را قطع کنند یا با خودشان همپوشانی کنند، اما همپوشانی با خطوط دیگر مجاز نیست. خطاهای این قانون در مکانهایی ایجاد میشوند که خطوط با یکدیگر همپوشانی داشته باشند. از این قانون معمولاً برای اطمینان از عدم اشتراک فضا بین خطوط استفاده میشود. برای مثال، خطوط تقسیم قطعههای زمین (Lot lines) نباید با یکدیگر همپوشانی داشته باشند.
6 - Must not self-intersect
قانون Must not self-intersect برای خطوط بیان میکند که یک خط نباید با خودش همپوشانی یا تقاطع داشته باشد. خطوط میتوانند با خودشان تماس داشته باشند و همچنین با خطوط دیگر تماس، تقاطع یا همپوشانی داشته باشند، اما تقاطع یا همپوشانی با خودشان خطا محسوب میشود. خطاهای این قانون شامل مکانهایی است که خطوط با خودشان همپوشانی یا تقاطع داشته باشند و در صورت تقاطع، خطاهای نقطهای نیز ایجاد میشود. از این قانون زمانی استفاده میشود که بخواهید خطوط فقط در انتهای خود با هم تماس داشته باشند و هیچ گونه تقاطع یا همپوشانی داخلی نداشته باشند. به عنوان مثال، خطوط همارتفاع (Contour lines) نباید با خودشان تقاطع داشته باشند.
7 - Must not intersect
قانون Must not intersect بیان میکند که خطوط در یک Feature Class یا Subtype نباید با هیچ بخش دیگری از خطوط همان کلاس یا زیرنوع تقاطع یا همپوشانی داشته باشند. خطاهای خطی در مکانهایی ایجاد میشوند که خطوط همپوشانی داشته باشند و خطاهای نقطهای در محلهایی ایجاد میشوند که خطوط یکدیگر را قطع کنند. این قانون برای زمانی کاربرد دارد که میخواهیم بخشهای خطوط هیچگاه با سایر خطوط همپوشانی یا تقاطع نداشته باشند، اما تماس انتهای یک خط با داخل خط دیگر مجاز است. برای مثال، خطوط قطعات زمین (Lot lines) نباید همپوشانی یا تقاطع داشته باشند، ولی انتهای یک قطعه میتواند به داخل قطعهای دیگر برسد.
8 - Must be single part
قانون Must be single part بیان میکند که خطوط در یک Feature Class یا Subtype باید فقط از یک بخش تشکیل شده باشند. خطاهای خطوط چندبخشی (Multipart line errors) در مکانهایی ایجاد میشوند که یک خط بیش از یک بخش داشته باشد. این قانون زمانی کاربرد دارد که بخواهیم خطوط فقط از یک سری متصل از بخشها تشکیل شده باشند و هیچ خطی به صورت چندبخشی نباشد. برای مثال، سیستم بزرگراهها از ویژگیهای جداگانه تشکیل شده است که هر ویژگی نباید از بیش از یک بخش ساخته شود.
9 - Must not intersect with
قانون Must not intersect with بیان میکند که خطوط در یک Feature Class یا Subtype نباید با هیچ بخشی از خطوط دیگر در Feature Class یا Subtype دیگری تلاقی یا همپوشانی داشته باشند. خطاهای خطی در مکانهایی ایجاد میشوند که خطوط همپوشانی پیدا کنند و خطاهای نقطهای در جاهایی ایجاد میشوند که خطوط یکدیگر را قطع کنند. این قانون زمانی کاربرد دارد که میخواهیم خطوط یک مجموعه هرگز با خطوط مجموعه دیگر تلاقی یا همپوشانی نداشته باشند. برای مثال، جادههای محلی نباید با بزرگراهها تلاقی یا همپوشانی داشته باشند و تنها باید در محل رمپها به آنها متصل شوند.
10 - Must be covered by feature class of
قانون Must be covered by feature class of بیان میکند که خطوط در یک Feature Class یا Subtype باید توسط خطوط موجود در Feature Class یا Subtype دیگری پوشانده شوند. خطاهای خطی در مکانهایی ایجاد میشوند که خطوط در Feature Class اول توسط هیچ خطی در Feature Class دوم پوشش داده نشده باشند. این قانون زمانی کاربرد دارد که چندین گروه از خطوط یک موقعیت جغرافیایی یکسان را توصیف میکنند و میخواهیم مطمئن شویم همه خطوط هماهنگ و منطبق باشند. برای مثال، خطوطی که مسیرهای اتوبوس را تشکیل میدهند باید بر روی خطوط موجود در شبکه جادهها قرار گیرند.
11 - Must not intersect or touch interior
قانون Must not intersect or touch interior بیان میکند که خطوط تنها میتوانند در انتهای خود با یکدیگر تماس داشته باشند و نباید در داخل یکدیگر تلاقی یا همپوشانی پیدا کنند. خطاهای خطی در مکانهایی ایجاد میشوند که خطوط همپوشانی داشته باشند و خطاهای نقطهای در نقاطی ایجاد میشوند که خطوط با یکدیگر تلاقی یا تماس داخلی داشته باشند. این قانون زمانی کاربرد دارد که بخواهیم خطوط فقط در انتهای خود به هم متصل شوند و هیچگونه برخورد یا همپوشانی داخلی نداشته باشند. برای مثال، خطوط زمینهای قطعهبندیشده (Lot lines) نباید با یکدیگر تلاقی یا همپوشانی داشته باشند و باید تنها در نقاط انتهایی هر خط به یکدیگر متصل شوند.
12 - Must be covered by boundary of
قانون Must be covered by boundary of بیان میکند که خطوط در یک Feature Class یا Subtype باید توسط مرزهای چندضلعیها در Feature Class یا Subtype دیگر پوشش داده شوند. خطاهای خطی در مکانهایی ایجاد میشوند که خطوط با مرزهای چندضلعیها همپوشانی نداشته باشند. از این قانون زمانی استفاده میشود که بخواهید خطوطی مدلسازی کنید که دقیقا منطبق با مرزهای چندضلعیها باشند. برای مثال، خطوطی که برای نمایش بلوکها و قطعات زمین استفاده میشوند، باید توسط مرزهای قطعات (Parcel boundaries) پوشش داده شوند.
13 - Must not intersect or touch interior with
قانون Must not intersect or touch interior with بیان میکند که خطوط در یک Feature Class یا Subtype تنها میتوانند در انتهای خود با خطوط دیگر تماس داشته باشند و نباید با خطوط دیگر در همان یا Feature Class/Subtype دیگر همپوشانی یا تلاقی داشته باشند. خطاهای خطی در مکانهایی ایجاد میشوند که خطوط همپوشانی دارند و خطاهای نقطهای در مکانهایی ایجاد میشوند که خطوط یکدیگر را قطع یا لمس کردهاند. از این قانون زمانی استفاده میشود که بخواهید خطوط فقط در انتهای خود به هم متصل شوند و هیچگونه تداخل داخلی یا همپوشانی با خطوط دیگر نداشته باشند. برای مثال، خطوط قطعات زمین (Lot lines) نباید با خطوط بلوکها تلاقی یا همپوشانی داشته باشند و تنها باید در انتهای هر خط به هم متصل شوند.
14 - Must be properly inside
قانون Must be properly inside بیان میکند که خطوط در یک Feature Class یا Subtype باید کاملاً درون چندضلعیهای یک Feature Class یا Subtype دیگر قرار گیرند. خطاهای خطی در مکانهایی ایجاد میشوند که خطوط خارج از محدوده چندضلعیها قرار دارند یا با مرز آنها تماس دارند. از این قانون زمانی استفاده میشود که بخواهید خطوط کاملاً در محدوده مرزی چندضلعیها قرار داشته باشند. برای مثال، جریان رودخانهها (Streams) باید کاملاً درون حوزههای آبریز (Watersheds) قرار گیرند.
15 - Must not overlap with
قانون Must not overlap with بیان میکند که خطوط در یک Feature Class یا Subtype نباید با هیچ بخشی از خطوط در Feature Class یا Subtype دیگر همپوشانی داشته باشند. خطاهای خطی در مکانهایی ایجاد میشوند که خطوط از دو Feature Class یا Subtype با هم همپوشانی کنند. از این قانون برای خطوطی استفاده میشود که نباید هیچگاه در همان فضا با خطوط دیگری از Feature Class یا Subtype متفاوت قرار گیرند. برای مثال، بزرگراهها میتوانند از روی رودخانهها عبور کنند یا به آنها نزدیک شوند، اما قطعات جاده نباید با قطعات رودخانه همپوشانی داشته باشند.
16 - Endpoint must be covered by
قانون Endpoint must be covered by بیان میکند که انتهای خطوط در یک Feature Class یا Subtype باید با نقاط موجود در Feature Class یا Subtype دیگری منطبق باشند. خطاهای نقطهای در مکانهایی ایجاد میشوند که انتهای خطوط با هیچ نقطهای پوشش داده نشده باشد. از این قانون زمانی استفاده میشود که میخواهید انتهای خطوط در یک Feature Class یا Subtype با ویژگیهای نقطهای در Feature Class یا Subtype دیگر همراستا باشند. برای مثال، انتهای خطوط ثانویه برق باید با ترانسفورماتور یا کنتور پوشش داده شوند.
دوره آموزشی پیشنهادی: آموزش توپولوژی در جی ای اس